وبلاگ

آدم‌هاى دوست‌داشتنى

امیررضا آرمیون کتاب «زنـــدگی کن!» ١٠ فروردین ١٣٩٥ 0 عدد 3497 بار
آدم‌هاى دوست‌داشتنى

 

آدمهاى دوستداشتنى

آدم‌هايى هستند كه:

هر وقت از آنها بپرسى «چطورى؟»، مى‌گويند «خوبم».

وقتى مى‌بينند يك گنجشك دارد روى زمين دنبال غذا مى‌گردد، راهشان را كج مى‌كنند و از طرف ديگر مى‌روند كه مبادا آن حيوانكى بپرد.

اگر يخ هم بزنند، دستتان را ول نمى‌كنند كه بگذارند توى جيب‌شان.

وقتى از كنارشان رد مى‌شوى، بوى عطرشان در هوا مانده...

وقتى باران مى‌بارد، دستانشان رو به آسمان بلند است...

وقتى به آنها زنگ مى‌زنى، حتى اگر تازه خوابيده باشند، باز با خوشرويى جواب مى‌دهند و مى‌گويند «خوب شد كه زنگ زدى، بايد بيدار مى‌شدم».

وقتى كه يك بچه مى‌بينند، سرشار از شور و شوق مى‌شوند و با او شروع مى‌كنند به بازى كردن.

آرى ــ  اينها فرشته‌اند...

مثل دوستى كه هميشه موقع دست دادنِ خداحافظى، آن لحظه قبل از رها كردن دست، با نوك انگشت‌هايش، به دست‌هايت يك فشار كوچك مى‌دهد... چيزى شبيه يك بوسه مثلاً.

راننده تاكسى‌اى كه حتى اگر در ماشينش را محكم ببندى، بلند مى‌گويد «روز خوبى داشته باشى».

آدم‌هايى كه توى اتوبوس وقتى تصادفى چشم در چشمشان مى‌شوى، دستپاچه رو برنمى‌گردانند؛ لبخند مى‌زنند و هنوز نگاهت مى‌كنند.

آدم‌هايى كه حواسشان به بچه‌هاى خسته توى مترو هست، بهشان جا مى‌دهند و حتى گاهى بغلشان مى‌كنند.

آنهايى كه هر دستى جلويشان دراز شد به تراكت دادن، دست را رد نمى‌كنند. هر چه باشد با لبخند مى‌گيرند و يادشان نمى‌رود هميشه چند متر جلوتر سطلى هست؛ سطلى هم نبود، كاغذ را مى‌شود تا كرد و گذاشت توى كيف.

دوست‌هايى كه بدون مناسبت، كادو مى‌خرند؛ مثلا مى‌گويند اين شال پشت ويترين انگار مال تو بود... يا گاهى كتابى، دفتر يادداشتى...

آدم‌هايى كه از سر چهارراه، گل نرگس نوبرانه مى‌خرند و با گل مى‌روند خانه.

آدم‌هايى كه يادشان نمى‌رود گاهى قبل از خواب، با پيامكى به دوستانشان يادآورى كنند كه چه عزيزند.

آدم‌هايى كه هر چند وقت يك‌بار، ايميل پرمحبتى مى‌زنند كه مثلا تو را مى‌خوانم و بعد هر يادداشت غمگين، چند خطى مى‌نويسند كه يعنى هستند كسانى كه غم هيچ‌كس را تاب نمى‌آورند.

آدم‌هايى كه حواسشان به گربه‌ها و پرنده‌ها هست.

آدم‌هايى كه اگر توى كلاس تازه‌وارد باشى، زود صندلى كنارشان را با لبخند تعارف مى‌كنند كه احساس غريبى نكنى.

آدم‌هايى كه خنده را از دنيا دريغ نمى‌كنند، توى پياده‌رو بستنى چوبى ليس مى‌زنند و روى جدول لِى‌لِى مى‌كنند.

آرى ــ  اينها آدم‌هاى نازنينى هستند... همين آدمها هستند كه هم دنيا را زيبا مىكنند براى زندگى كردن و هم زندگى را لذتبخشتر مىكنند براى زيستن...

 

زندگى بهشت است براى آنانى كه عاشقانه عشق مىورزند،

بىپروا محبت مىكنند، و كمتر از ديگران انتظار دارند.

                                                                                                           لئو بوسكاليا

 

برگرفته از جلد اوّل کتاب «زنــدگی کن!» - داستانهای کوتاه و شگفت‌انگیز و نکته‌های زیبای زندگی

چاپ اوّل: تابستان 93 / چاپ یازدهم: بهار 95

مترجم و گردآور: امیررضا آرمیــون

نشر: ذهن آویز

فروش در کلیه کتابفروشی‌ها و شهر کتاب‌ها

فروش پستی: مؤسسه گسترش فرهنگ و مطالعات (02177351016)

فروش اینترنتی: www.Bekhan.com


اشتراک گذاری در فیسبوک بازگشت
  • تا این لحظه، نظری برای این پست ثبت نگردیده است.
نام :  
ایمیل :  
متن :  
  ارسال نظر

ارتباط با ما

نام :
ایمیل :

عضویت در باشگاه خوانندگان کتاب های دکتر آرمیون:

1) اشتراک ایمیلی:
 

2) ارسال یک پیامک خالی به شماره: 3000909070

آخرین ها: